خداوندا مرا شرم و حیا ده //دلی پاک و پر از لطف و صفا ده//دلی کز او محبت خیزد و مهر//به نیکان آنچه را دادی به ما ده

**یاقائم ال محمد**

دوشنبه 15 تیر 1394 10:56 ق.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،

    



ای مهدی جان با طلوع خورشید

هر جمعه, پرتویی از نور امید, در جانم,

رخشان میشود

شور و شوقی, بی وصف, در نهانم, پدیدار میشود

چون روز, رخت بر بندد, دل و دیده ام, گریان میشود

سر, به سجاده, گذاشته و زبانم, مهدی گویان میشود

یا رب:

دستهایمان, بسوی تو, بلند شده

تو را بجان مهدی ,دستهایمان را, خالی, بر نگردان

و چشممان را, بجمال قائم ال محمد, روشن گردان


‌ مولود** masha **


جمعه** بیست و یکم مهر 1391 ساعت 

21:40


**جهت اطلاع **

(((((اشعار من در کتابخانه ملی و همچنین در

سایت های شعر نو
, آنات ,شعرناب و آوای دل
 ثبت شده است))))

با درود   

(((کتاب فردا ابدی ست )))

   در اصفهان در این آدرس ها موجود می باشد 

کتاب فروشی کمند در مجموعه عباسی

کتاب فروشی باستان در مجموعه عباسی

کتاب فروشی سپاهانی دروازه دولت اول چهارباغ

فرهنگسرای اندیشه خیابان توحید مجموعه فرشچیان

کتاب فروشی نوشته چهارراه فلسطین

----------------------------

در  تهران  در این آدرس ها موجود می باشد

تهران خیابان انقلاب خیابان فخر رازی شماره 33

021-66480569

021-66492962

آقای یوسفی 

مرکز پخش دوستان

 با تشکر 


کتاب فردا ابدی ست:مولود پورصفا | شهر کتاب آنلاین


*******

*کتاب قلب  پاییزی من  *

کتاب قلب پاییزی من منتشر شد - انتشارات ارسطو - چاپ و ... 

 

 با سپاس از حمایت و لطف 

 شما ♥عزیزان♥ در خرید کتاب
 و مژده دیگه اینکه کتاب سومم هم,
 از فردا  کارهای اولیه ,
ارشاد و  کتابخانه  ملی و غیره ان
  شرو ع می شود .



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: شنبه 30 بهمن 1395 08:17 ب.ظ

**سرنوشت ما یک روز یک جایی تمام شده است**

پنجشنبه 4 خرداد 1396 01:55 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


سرنوشت ما

یک روز

یک جایی

تمام شده است

ما

بعد از آن

هر آنچه زیسته ایم

تکه هایی از سرنوشت های دیگران بود

هربار خندیدم

یک تکه از خنده های شما را خندیده ام

اگر گریستم اما

همه ی گریه ها از آن خودم بود . . .


   رویا_شاه_حسین_زاده





دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 خرداد 1396 01:56 ب.ظ

**شاعران چرا خاموش بودند؟**

جمعه 29 اردیبهشت 1396 01:44 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

در روز هایی که در پیش هست ،نخواهند گفت:


روزگاری ظلمانی داشتیم

اما خواهند پرسید:

شاعران چرا خاموش بودند؟


" برتولت برشت "




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: جمعه 29 اردیبهشت 1396 01:45 ب.ظ

KAMRAN & HOOMAN "BA TASHAKOR"

پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 02:29 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: گوناگون ،
  


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 02:30 ب.ظ

**بی‌آیندگی**

دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:53 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


پیری به نظرم چیزی نیست جز

بی‌آیندگی، و اگر انسان دچار پیری

زودرس می شود، برای این است

که فردایی نمی بیند!

.
محمود دولت آبادی





دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:54 ب.ظ

**فریاد ,که فریادرسی پیدا نیست**

یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 02:30 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


افسوس, که صاحب نفسی پیدا نیست
فریاد ,که فریادرسی پیدا نیست
بس, لابه نمودیم و کس آواز نداد
پیداست ,که در خانه, کسی پیدا نیست.

ملک الشعرا بهار





دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 02:31 ب.ظ

**تو را زیر بالشم پنهان می‌كنم**

دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 01:54 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


تو را زیر بالشم پنهان می‌كنم


شبیه كتابی ممنوعه.


چراغ‌ها خاموش می‌شوند


و صداها می‌خوابند


سپس تو را بیرون می‌آورم


و حریصانه می‌بلعم.


مرام المصری | از کتاب چون گناهی آویخته در تو

ترجمه: سیدمحمد مركبیان





دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 01:58 ب.ظ

** آیا واقعاً ریشه‌های شما , چنان به هم گره خورده است...**

یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 01:19 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: سخنان بر گزیده ،

در ابتدای عاشقی،

نوعی جنون و دیوانگی تو را گرفتار خود می‌کند.

مانند زلزله تو را می‌لرزاند

و سپس آرام می‌شود.

زمانی که آرام گرفتی،

باید تصمیم بگیری,

که آیا واقعاً ریشه‌های شما ,

چنان به هم گره خورده است

که نتوانید با هم نبودن را تصور کنید؟

ای.ای هاچنر | از کتاب دوران عاشقی همینگوی




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 01:22 ب.ظ

**روزهاى خفگى ام**

چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 02:20 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،


كنارِ سینه ى تو

خم مى شوم

و بازدم هایت را جمع مى كنم

براى روزهاى خفگى ام

...

مرام المصرى




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 02:20 ب.ظ

**بر سر تربت من**

دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 01:56 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

بر سر تربت من با می و مطرب بنشین


تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم

حافظ




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 01:57 ب.ظ

**شب های لعنتی**

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 02:40 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

باید کسی را پیدا کنم, که دوستم داشته باشد


انقدر ,که یکی از این شب های لعنتی,

 آغوشش را برای من و یک دنیا خستگی بگشاید.

هیچ نگوید،

هیچ نپرسد.

 نزار_قبانی




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 02:41 ب.ظ

* ....... تا روز قیامت**از کتاب قلب پاییزی من **

چهارشنبه 30 فروردین 1396 12:23 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،


* ....... تا روز قیامت**

حتی آبِ دهانم را,

به رویت,

نمی اندازم !!
تا
روزِ محشر

مرا مؤ ا خذه نکند ,

که چرا,,

مرا آلوده کردی ؟؟

مولود **MASHA**




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 فروردین 1396 12:24 ب.ظ

**سایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه!عارف لرستانی ، روحش شاد **

شنبه 26 فروردین 1396 02:36 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،
سایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه

 
 
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
اینهمه درس بخوانیم و ندانیم که چه
خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه
آری این زهر هلاهل به تشخّص هر روز
بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه
دور سر هلهله و هاله شاهین اجل
ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه
کشتیی را که پی غرق شدن ساخته اند
هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه
قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز
بیثمر غوره ی چشمی بچلانیم که چه
بدتر از خواستن این لطمه ی نتوانستن
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه
ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه
گر رهایی ست برای همه خواهید از غرق
ورنه تنها خودی از لجّه رهانیم که چه
ما که در خانه ایمان خدا ننشستیم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه
قاتل مرغ و خروسیم 
یکیمان کمتر اینهمه جان گرامی بستانیم که چه
مرگ ٬ یکبار مثل دیدم و شیون یکبار
اینقدر پای تعلل بکشانیم که چه
شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه
 
 

 


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: شنبه 26 فروردین 1396 02:47 ب.ظ

**ﺩﺳﺖﻫﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺳﻼﻣﺖ ﻣﺎ می گویند ؟**

پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:41 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: پیشگیری و درمان ،

 
 سوزن سوزن شدن:خستگی وکوفتگی

 مور مور شدن انگشت:کمبود ویتامین

 فشاربر اعصاب دست چپ:آسیب ستون فقرات

 بی حس شدن سر انگشت دست:فشار خون بالا




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:46 ب.ظ

**بیژن الهى**

چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:38 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

چگونه مى توانستم تو را فاش كنم كه حتى


برهنگیت را از تن در آورده بودى؟

بیژن الهى




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:39 ب.ظ

**پیوندتان با بهارانه ها مبارک ** moloud-poursafa (حامد همایون - چنین کنم چنان کنم)

یکشنبه 29 اسفند 1395 01:40 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،

پیوندتان با بهارانه ها مبارک

سال نو میشود

 برایتان آغازی خوش با رایحه بهاری

 و لبخند گلها و سبزی و شادابی

 احوالتان را آرزو می کنم .






 
 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 اسفند 1395 01:41 ب.ظ

**سر در آخور اجنبی داری ؟ !**

چهارشنبه 25 اسفند 1395 01:55 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،

*از کتاب قلب پاییزی من*

**سر در آخور اجنبی داری ؟ !**

دست,
در جیبِ ملت

پیشانی,
بر خاک ذلت

آنکه,
حب وطن ندارد !

در این,
مرز و بوم جایی ندارد !
مولود * *MASHA** 15/04/2015




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اسفند 1395 02:18 ب.ظ

** برو بالاتر... برو بالاتر... !!!**

جمعه 20 اسفند 1395 05:00 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: حکایت ها ،

داستانی واقعی و تکان دهنده از یک پزشک
توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.
روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد

اتاق عمل و پیرمردی را نشان ‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.
دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید...
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!
بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!
تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر...
عفونت از این جا بالاتر نرفته!

لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می كرد خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.
قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.
مردم ایران و تهران بشدت

عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.

عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند

و عده ای از خدا بی خبر هم بودند

که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود

و گندم و جو می فروخت برویم

و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که میگفت

همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... !!!

بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.
چقدر آشنا بود...
وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم.‌..
گندم و جو میفروختم...
خیلی سال پیش...
قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...

دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.

دکتر مرتضی عبدالوهابی



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: جمعه 20 اسفند 1395 05:01 ب.ظ

** خورشید چگونه طلوع کرد**

چهارشنبه 18 اسفند 1395 06:56 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

اکنون برایت می‌گویم خورشید چگونه طلوع کرد
در هر دم تاری ابریشمین
برج‌ها در یاقوت ارغوانی شناور شدند
و خبر چون دسته‌ی سنجاب‌ها پراکنده شد

تپه‌ها گره از کلاه گشودند
پرندگان آواز سر دادند
آن‌گاه آهسته به خود گفتم
«این دیگر خورشید است»

اما این‌که چگونه غروب کرد نمی‌دانم
گویی نردبانی ارغوانی بود
که دخترکان و پسرکان زرد
از آن مدام بالا می‌رفتند

و هنگامی‌که بدان‌سو رسیدند
مدیر مدرسه‌ای خاکستری‌پوش
میله‌های غروب را به‌آرامی برداشت
و همه را در پی خود کشاند

امیلی_دیکنسون




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 اسفند 1395 06:57 ب.ظ

**در این عشق چو مردید همه روح پذیرید**

سه شنبه 17 اسفند 1395 06:16 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
كز این خاك برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
كه این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یكی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشكستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینك ز خاموش نفیرید

شعرزیبای مولانا


 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 اسفند 1395 06:17 ب.ظ

دست به دست من بده قول بده

سه شنبه 10 اسفند 1395 02:11 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: گوناگون ،
 
 

دست به دست من بده قول بده
 که با منی اگر تو یار من شوی چنین کنم چنان کنم 
 پشت به پشت سبز سبز سینه به سینه موج موج 
 دل بدهی به قلب من همین کنم همان کنم  
 درد حریف ما نشد غصه به کار ما نبود
 پیک امید سمت تو روان کنم روان کنم
می طلبم حریف را می شکنم به دست خود
 بغض هزار ساله را نهان کنم نهان کنم



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 اسفند 1395 01:51 ب.ظ

**دنیا بی تو جای خوبی نیست**

جمعه 22 بهمن 1395 08:11 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: از دیگر شا عر ان ،

جمعه است و خفقان !

دلتنگی روزهای جمعه

این آخرین سرمایه ام را

با کسی قسمت نخواهم نکرد

سوار بر موج غزلی می سرایم با ردیف “آه”

باشد تا نبودت را گوشزد کرده باشم

تا بدانی

"دنیا بی تو جای خوبی نیست"

**امیر طاهری **


 
 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: جمعه 22 بهمن 1395 08:17 ب.ظ

**ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ ﻣـﺎ ﻫـﻢ ﮐـﻤﯽ ﻓـﮑـﺮ ﮐـﻨـﯿـﻢ**

جمعه 15 بهمن 1395 12:50 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: حکایت ها ،

ﻣـﺮﺩﯼ ﺑـﻪ ﭘـﯿـﺶ ﺯﻧـﺶ ﺁﻣـﺪ ﻭ ﺑـﻪ ﺍﻭ ﮔـﻔـﺖ:
"ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧـﻢ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﭼـﻪ ﻛـﺎﺭ ﺧـﻮﺑـﯽ ﺍﻧـﺠـﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ
ﻛـﻪ ﯾـﻚ ﺟـﻦ ﺑـﻪ ﻧـﺰﺩﻡ ﺁﻣـﺪ ﻭ ﮔـﻔـﺖ
 ﻛـﻪ ﯾـﻚ ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﺗـﺎ ﻣـﻦ ﻓـﺮﺩﺍ ﺑـﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺵ ﻛـﻨـﻢ"!

ﺯﻥ ﺑـﻪ ﺍﻭ ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﺎ ﻛـﻪ 16 ﺳـﺎﻝ ﺍﺟـﺎﻗـﻤـﻮﻥ ﻛـﻮﺭﻩ ﻭ ﺑـﭽـﻪ ﺍﯼ ﻧـﺪﺍﺭﯾـﻢ،
ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﻛـﻪ ﺑـﭽـﻪ ﺩﺍﺭ ﺷـﻮﯾـﻢ.

ﻣـﺮﺩ ﺭﻓـﺖ ﭘـﯿـﺶ ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﻭ ﻣـﺎﺟـﺮﺍ ﺭﺍ ﺑـﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗـﻌـﺮﯾـﻒ‌ ﻛـﺮﺩ،
 ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﮔـﻔـﺖ: "ﻣـﻦ ﺳـﺎﻟـﻬـﺎﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻧـﺎﺑـﯿـﻨـﺎ ﻫـﺴـﺘـﻢ،
 ﭘـﺲ ﺁﺭﺯﻭ ﻛـﻦ ﻛـﻪ ﭼـﺸـﻤـﺎﻥ ﻣـﻦ ﺷـﻔـﺎ ﯾـﺎﺑـﺪ"

ﻣـﺮﺩ ﺍﺯ ﭘـﯿـﺶ ﻣـﺎﺩﺭﺵ ﺑـﻪ ﻧـﺰﺩ ﭘـﺪﺭﺵ ﺭﻓـﺖ،
 ﭘـﺪﺭﺵ ﻧـﯿـﺰ ﺑـﻪ ﺍﻭ ﮔـﻔـﺖ:
 "ﻣـﻦ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺑـﺪﻫـﻜـﺎﺭﻡ ﻭ ﻗـﺮﺽ ﻭ ﻗـﻮﻟـﻪ ﺯﯾـﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ،
 ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻓـﺮﺷـﺘـﻪ ﺗـﻘـﺎﺿـﺎﯼ ﭘـﻮﻝ ﺯﯾـﺎﺩﯼ ﻛـﻦ"

ﻣـﺮﺩ ﻫـﺮﭼـﻪ ﻛـﻪ ﻓـﻜﺮ ﻛـﺮﺩ ﻫـﻮﺍﯼ ﻛـﺪﺍﻣـﺸـﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷـﺘـﻪ ﺑـﺎﺷـﺪ،
ﻛـﺪﺍﻡ ﯾـﻚ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﺗـﻘـﺪﻡ ﺩﺍﺭﻧـﺪ، ﺯﻧـﻢ؟ ﻣـﺎﺩﺭﻡ؟ ﭘـﺪﺭﻡ؟

ﺗـﺎ ﻓـﺮﺩﺍ ﺭﺍﻩ ﭼـﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﭘـﯿـﺪﺍ ﻛـﺮﺩ ﻭ
 ﺑـﺎ ﺧـﻮﺷـﺤـﺎﻟـﯽ ﺑـﻪ ﭘـﯿـﺶ ﺟـﻦ ﺭﻓـﺖ ﻭ ﮔـﻔـﺖ:
 "ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻛـﻪ ﻣـﺎﺩﺭﻡ ﺑـﭽـﻪ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔـﻬـﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻃـﻼ ﺑـﺒـﯿـﻨـﺪ“

ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ ﻣـﺎ ﻫـﻢ ﮐـﻤﯽ ﻓـﮑـﺮ ﮐـﻨـﯿـﻢ
ﻭ ﻋـﺠـﻮﻻﻧـﻪ ﺗـﺼـﻤـﯿـﻢ ﻧـﮕـﯿـﺮﯾـﻢ.




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: جمعه 15 بهمن 1395 12:52 ب.ظ

**نماهنگی برای قهرمانان پلاسكو با صدای محسن چاوشی**

یکشنبه 3 بهمن 1395 02:01 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: گوناگون ،
 
 


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 بهمن 1395 02:24 ب.ظ

**خاصیت فوق العاده زنجبیل**

سه شنبه 21 دی 1395 08:02 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: خواص ادویه جات و چاشنی ها ،

  این ماده غذایی ملین طبع، بازکننده عروق و گرفتگی‌های کبد است.

۱. زنجبیل در گروه سوم گرمی قرار دارد

 و این گیاه از نظر شکل شبیه سیب زمینی است؛

 این گیاه خاصیت نسبتاً خوبی برای دستگاه گوارش دارد،

 ملین طبع و بازکننده عروق و گرفتگی‌های کبد است.

۲. با توجه به خاصیت گرمی و خشکی که زنجبیل دارد

 این خشکی باعث خشک شدن رطوبت اضافی بدن از جمله

 رطوبت روده و معده می‌شود و می‌تواند

 برطرف کننده تشنگی به ویژه تشنگی ناشی از تجمع بلغم در معده باشد.

۳. زنجبیل برای معده، قلب، کبد و مغز مقوی است

 و همچنین سموم حیوانی در بدن را خنثی می‌کند،

 در واقع سموم حیوانی در بدن به معنای مرغ‌هایی هستند

 که برای پرورش آنان از آنتی بیوتیک استفاده شده

 یا گوشت گاو که با برخی سموم تماس پیدا کرده است

 و با غذا خوردن وارد بدن شده است.

۴. زنجبیل اخلاط لزج بدن را دفع می‌کند؛

 برای کسانی که رطوبت مغز دارند

 به شکلی که خواب آنان زیاد شده،

 کسالت دارند و پف سر و صورت آنان زیاد است،

 همچنین لعاب دهان آنان زیاد شده

 و آب دهان آنان به هنگام صحبت کردن پرتاب می‌شود،

 می‌تواند موثر باشد.

۵. مصرف زنجبیل‌ می‌تواند کرم‌های روده‌ای را از بین ببرد،

 در برخی موارد برای تکرر ادرار مفید است

 و در افرادی که سردی کرده‌اند می‌تواند موثر باشد.

متخصص طب سنتی با بیان اینکه گیاهانی مانند دارچین

 و زنجبیل‌ معمولاً به شکل اصلی ماندگاری زیادی دارند

 اما پودر این گیاهان معمولاً بیش از ۶۰ روز دوام ندارد،

 گفت: خواص این گیاهان به شکل پودر از بین خواهد رفت،

 پس بهتر است به شکل اصلی مصرف شوند،

 همچنین زنجبیل مصلح تخم مرغ است

 و می‌توان به جای نمک از این گیاه بر روی تخم مرغ پاشید و مصرف کرد.


مصرف زنجبیل‌‌ در دوران بارداری می‌تواند

 اختلالات جنینی را افزایش دهد،

 زنجبیل می‌تواند به وسیله تقویت معده تهوع در بارداری را کاهش دهد

 اما به واسطه اینکه زنجبیل‌ از نوع درجه سوم محسوب می‌شود 

حکمای قدیم داروهای نوع سوم را برای بارداری

 و شیردهی تجویز نمی‌کردند

 و مصرف این گیاه در بارداری مضر است.








دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 دی 1395 08:10 ب.ظ

**ما دیکته می کنیم **

پنجشنبه 16 دی 1395 12:58 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،


**از کتاب قلب پاییزی من **

**ما دیکته می کنیم **

دوست دارم

بنویسم .....

اما !!!!

با ,,

قلمِ,,,

آنها .....

هرگز !!!!

مولود **MASHA**

12/11/2014


 


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 دی 1395 01:02 ب.ظ

**(Moloud-Poursafa(masha)-کتاب قلب پاییزی من **فردا ابدی ست **

سه شنبه 14 دی 1395 06:29 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،
 
 


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 دی 1395 06:30 ب.ظ

** نهال ششم *کتاب فردا ابدی ست Moloud-Poursafa(masha) **

سه شنبه 14 دی 1395 06:00 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،
 
 


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 دی 1395 06:26 ب.ظ

(Moloud-Poursafa(masha دفتر نهال پنجم

پنجشنبه 9 دی 1395 02:26 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،
 
 


دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 دی 1395 02:29 ب.ظ

نهال چهارم ** کتاب فردا ابدی ست **Moloud-Poursafa(masha)

جمعه 26 آذر 1395 03:22 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: نگارش قلم من*مولود **MASHA** ،
** وجود بی وجود**

وقتی رفتی,,

تازه فهمیدم,,

که,

هیچ گاه

.

.

.

نبودی !!!!

مولود**MASHA**

2/08/2012
 
 



دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: شنبه 27 آذر 1395 01:52 ب.ظ

**همه رنگ‌ها در نهایت به بی‌رنگی می‌رسد**

چهارشنبه 24 آذر 1395 02:06 ب.ظ

نویسنده : مولود Moloud پورصفا Poursafa
ارسال شده در: حکایت ها ،
نقاشان چینی با نقاشان رومی در حضور پادشاهی,

 از هنر و مهارت خود سخن می‌گفتند

 و هر گروه ادعا داشتند که در هنر نقاشی بر دیگری برتری دارند.

شاه گفت: ما شما را امتحان می‌کنیم

تا ببینیم کدام
تان, برتر و هنرمندتر هستید.

دیوار   خانه را پرده کشیدند

و دو گروه نقاش , کار خود را آغاز کردند.

چینی‌ها صد نوع رنگ از پادشاه خواستند

و هر روز مواد و مصالح و رنگِ زیادی برای نقاشی به کار می‌بردند.

بعد از چند روز صدای ساز و دُهُل و شادی چینی‌ها بلند شد,

آنها نقاشی خود را تمام کردند

اما رومیان هنوز از شاه رنگ و مصالح نگرفته بودند

و از روز اول فقط دیوار را صیقل می‌زدند.

چینی‌ها شاه را برای تماشای نقاشی خود دعوت کردند.

شاه نقاشی چینی‌ها را دید و در شگفت شد.

نقش‌ها از بس زیبا بود عقل را می‌ربود.

آنگاه رومیان شاه را به تماشای کار خود دعوت کردند.

دیوار رومیان مثلِ آینه صاف بود.

ناگهان رومی‌ها پرده را کنار زدند

عکس نقاشی چینی‌ها در آینه رومی‌ها افتاد

و زیبایی آن چند برابر بود و چشم را خیره می‌کرد

شاه درمانده بود که کدام نقاشی اصل است و کدام آینه است؟

صوفیان مانند رومیان هستند.

درس و مشق و کتاب و تکرار درس ندارند,

اما دل خود را از بدی و کینه و حسادت پاک کرده اند.

سینه آنها مانند آینه است.

همه نقشها را قبول می‌کند

و برای همه چیز جا دارد.

دل آنها مثل آینه عمیق و صاف است.

هر چه تصویر و عکس در آن بریزد پُر نمی‌شود.

آینه تا اَبد هر نقشی را نشان می‌دهد.

خوب و بد, زشت و زیبا را نشان می‌دهد

و اهلِ آینه از رنگ و بو و اندازه و حجم رهایی یافته اند.

آنان صورت و پوسته علم و هنر را کنار گذاشته‌اند

و به مغز و حقیقت جهان و اشیاء دست یافته‌اند.

همه رنگ‌ها در نهایت به بی‌رنگی می‌رسد.

رنگ‌ها مانند ابر است و بی‌رنگی مانند نور مهتاب.

رنگ و شکلی که در ابر می‌بینی,

نور آفتاب و مهتاب است. نور بی‌رنگ است.



 
داستان های مثنوی




دیدگاه ها :
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 آذر 1395 02:14 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 19 1 2 3 4 5 6 7 ...